یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است
مادر بزرگِ سینما هم پر کشید...
جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/6/Art/533.jpg


نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری در روز سشنبه 26 آبان ماه 88 در بیمارستان ابن سینا درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز "پرده آخر" که در سال‌های اخیر کم‌کار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.

مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش‌آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.

این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم سینمایی "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.

خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های سینمایی "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند می‌گیری گریه کنی" بازی کرد.

روحش شاد ، یادش گرامی



برچسب‌ها: اخبار, سینما

خداییش که دلم خیلی صبورِ...
پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

گاهی اوقات که با خودم فکر میکنم و به گذشته نگاه میکنم میبینم که همه تا تونستن بهم بد کردن ، نمیگم که من آدم خیلی خوبی ام....نه ، ولی حتی اونایی که برام خیلی عزیز هستن و مطمئنم که باهاشون رو راست بودم الآن میبینم بیشتر اونا منو ترک کردن...چرا؟

وقتی میبینم یا می شنوم که رو به روم یا پُشت سَرَم چی ها میگن و من بازم به روشون نمیارم به خودم میگم.....خداییش که دلم خیلی صبورِ...

چقدر بعضی از آدم ها بی معرفتن ، چرا ؟

دلم از خیلی روزا با کَسی نیست      دیگه فریاد رَسی نیست

 

تا سلامی دوباره , در پناه خالق یکتا....لبخند

 


برچسب‌ها: خودنویس

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم...
یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://gallery.photo.net/photo/3357982-lg.jpg

٣ آبان ، سالروز درگذشت فریدون مشیری ، شاعر نامدار ایران ، گرامی باد

---------------------------------------------------------------------------

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم


پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت


آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن


آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن


با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم


تو به سنگ زدی من رمیدم نه گسستم

بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم


سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید


ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای دردامناندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم


رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

---------------------------------------------------------------------------

روحش شاد ، یادش گرامی

تا سلامی دوباره , در پناه خالق یکتا....لبخند


برچسب‌ها: خودنویس, یادبود, شعر

این روزها...
یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://www.sarahbaingallery.com/koefoed/transform_your_life_with_love.jpg

گاهی اوقات به این فکر می کنم که زندگی در کناره همه ی سختی ها ، تلخی ها و مشکلاتی که داره...، چقدر زیبایی و قشنگی داره ، که اگه این زیبایی ها و دلخوشی ها نبود واقعاً چقدر زنده بودن سخت و بی روح بود...

راستش الآن که با خودم فکر میکنم میبینم که :

این روزها رو چقدر دوس دارم

این روزها چقدر زیباست

این روزها چقدر دلم یاد تو رو داره

این روزها چقدر با یادت زیبایی ها را بهتر حس میکنم

این روزها چقدر خوشحالم که خوشحالی

این روزها چقدر یادت میکنم

این روزها...این روزها که من پُرَم از یاد تو ، تو چقدر یاد منی.....!؟

 

تا سلامی دوباره , در پناه خالق یکتا....لبخند


برچسب‌ها: خودنویس

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900