یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است
به یاد کسی که صدایش بود اما چهره اش نبود...
جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩ ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://www.aftab.ir/news/2006/may/26/images/b206e103a84a3d9883dff914f4b0c9b7.jpg

به یاد صدایی که سالها آنرا بدون تصویر شنیدیم به بهانه ی سالروز درگذشت افشین مقدم ( 1 مرداد 1355 ) ، خواننده ای که با صدایش خاطره های زیادی برای همه ی ما آفرید که از محبوب ترین آهنگهای افشین مقدم میشه به آهنگ " زمستون " اشاره کرد ؛ در ادامه شرح نچندان مفصلی از زندگانیه زنده یاد افشین مقدم نوشته ام .

---------------------------------------------------------------------------

زمستون
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی
نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزهای جدایی
چه سخته
بشینم بی تو با چشمای گریون

---------------------------------------------------------------------------

روحش شاد ، یادش گرامی


برچسب‌ها:

قصه ی طوفان...
جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://mohamadnaseri.persiangig.com/persianblog/besme%20rab2.jpg

http://s1.picofile.com/mohnaseri/Pictures/toufan.jpg

سلام , سلامی نه به گرمی آفتاب , نه به گرمی وجودتان , نه به گرمی هوای این روزها , فقط ســـلام , همین...

اول اینکه ببخشید که یه چند وقت نمیتونستم بیام آپ کنم , شایدم اینطوری چشم و فکر شما رو کمتر درگیر مطالب الکی و بیخود خودم کردم .

در هر حال من پنجشنبه گذشته ( 17 تیر ) امتحاناتم تموم شد و الآن هم پیش رامین ( بیرجند ) هستم .

توی این چند روزی که اومدیم اینجا خیلی حالم رو به راه نبودِ و نیست . ولی فکر کردم شاید با آپ کردن این دلکده یکم آروم تر بشم , نمیدونم شاید هم آروم نشم...

اومدم تا شعری که همین دیشب با خودم زمزمه میکردم رو براتون بنویسم , البته هنوز اسم خاصی براش انتخاب نکردم و این اسمش موقته.

--------------------------------------

من و تو ستاره بودیم توی آسمون دنیا

ما دوتا پرنده بودیم تشنه ی لذت پرواز

تن نمیدادن دلامون به دل هیچکس دیگه

دست گرمت واسه من بود دل تنهام واسه ی تو

دل سپردم به نگاهت ساده و آروم و آسون

تو میگفتی که میمونن پای هم دیگه دلامون

تا یه روزی باد وحشی زد به شیشه ی دلامون

من شکستم و ندیدی هایوهوی زجه هامو

گریه کردم تا که شاید بگذری از این گذشتن

این شکسته رو ببینی که به دستات کرده عادت

دست گرمت واسه من بود دل تنهام واسه ی تو

دل سپردم به نگاهت ساده و آروم و آسون

--------------------------------------

برقرار باشید و سبز....لبخند


برچسب‌ها:

روز پدر و روز پدر...
جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩ ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://mohamadnaseri.persiangig.com/persianblog/besme%20rab2.jpg

http://s1.picofile.com/mohnaseri/Pictures/fb.jpg

امروز 4 تیر تولد پدرم و فردا 5 تیر روز پدر هست .

پس از همینجا تولد بابام رو بهشون تبریک میگم و امیدوارم همیشه برقرار باشند و سبز

و باز از همینجا فرا رسیدن روز پدر رو به همه ی پدرهای خوب دنیا + پدر خودم تبریک عرض می کنم .

" بهترین بابای دنیا " اسم شعر زیر هست که برای تولد پدرم و روز پدر گفتم ، تقدیم به همه پدرهای باصفای دنیا...

--------------------------------------

مث کوهی که همیشه میشه تکیه کرد به شونت

مث وسعت یه دریا واسه ی تنهایی من

تو مث یه آسمونی سربلندی و پر احساس

تو مث گل ها می مونی ، بهترین بابای دنیا

دست گرمت مث خورشید واسه روزای زمستان

مث باریدن بارون توی چله ی تابستون

یه فرشته ای که انگار واسه من روی زمینه

مث یک درخت سبزی تو کویر خشک سینه

--------------------------------------

برقرار باشید و سبز....لبخند


برچسب‌ها:

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900