یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است
درخت و باغبان...
جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://mohamadnaseri.persiangig.com/persianblog/besme%20rab2.jpg

داستان از دل میاد و به گوش همه میرسه و حراسم اینه که به گوش تو نرسه ، من درختی ام که به دور از بار و زیبایی فقط یاد گرفته بودم که در این دنیا باید نفس کشید و برای خودت باشی و بس . تا روزی که اومدی و تازه فهمیدم که من هم می توانم عاشق باشم و اصلا تازه فهمیدم که عشق چیست !

مهربون بودی برام ، باغبون بودی برام ، منی که کهنه و پر از گلایه بودم رو با بودنت شاد میکردی ، وقتی که احساس می کردم به جز خودم قلبم برای تو هم می تپه با خودم می گفتم : واقعا من لایق تو هستم که اینجوری داری عمرتو به پام میریزی !؟

این سؤال بارها و بارها از ذهن ناچیز من گذشت و من همیشه بجای یک جواب چندین علامت تعجب و سؤال پیدا می کردم .

روزهای خوبی بود ، من بعد از یک عمر پائیز پی در پی تازه بوی بهار رو حس می کردم ، شاخه های خشکم که بی برگی براشون شده بود یک عادت ، با تو جون گرفتن و برگ دادن رو تجربه کردن .

آفتاب ها و مهتاب ها گذشتن و تو رو از من ، من و از تو و ما رو از هم دور کردن .

حالا دیگه نه تو هستی و مهرت ، نه برگی روی شاخه ....

تموم وجودم پر شده از یادگاری هایی که عاشقان برای معشوقشان حک کرده اند.

دیگه کم کم صدای کوبه های تبرِ هیزم شکن داره به گوش میرسه ، مرگ من نزدیک است و هیچ نمیدانی که هنوز این درخت پیر چشم به راه دیدن چشمان توست .

ن.ن

پ.ن : این پست هیچگونه ارزش مادی و معنوی ندارد ، زیاد بهش فکر نکنید ، از ما گفتن بود...

یک جمله :

خوشبختی ما در سه چیز است :تجربه از دیروز، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :حسرت دیروز ، اتلاف امروز ،ترس از فردا

دکتر علی شریعتی


برچسب‌ها:

بیا حال منو ببین ، گریت می گیره نازنین...
سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://mohamadnaseri.persiangig.com/persianblog/besme%20rab2.jpg

پارت یک : چند روزه نمی دونم چرا این پرشین بلاگ با فایر فاکس لاگین نمیشه ولی امشب با IE امتحان کردم ، لاگین شد ....!!! یکی از دلایل غیبتم هم همین بود . شرمنده...

پارت دو : خیلی ببخشید که یه چند وقت نبودم ، از دوستای عزیزی هم که یاد من بودن تشکر می کنم ، تازه از این به بعد کلاسام هم شروع شده ، البته فکر نکنم توی روند کاری من در اینترنت تاثیر بذاره نیشخند

پارت سه ( سورپرایز ) : یه سری افراد اطراف من هستن که با وجود تمام حرف و حدیث ها من بهشون خیلی علاقه دارم ؛ یکی از این افراد رامین ( پسر عمومه ) که مث داداشم دوسش دارم و همیشه براش آرزوی موفقیت می کنم .

امشب براتون آهنگ جدید و بسیار زیبای رامین عزیز رو واسه دانلود میذارم که بعد از گذشت حدود 4 سال با یک کار قوی و بسیار زیبا برگشته... امیدوارم لذت ببرید

--------------------------------------

عمری به پات نشستم ... غرورمو شکستم
برای با تو بودن ... من از خودم گذشتم
می خوام بگم بدونی ... به ته خط رسیدم
برای اولین بار ... حس می کنم بریدم
دلم برای دیدنت ... واسه بازم بوسیدنت
دلم برای بودنت ... عزیز من تنگ شده
اسم منو صدا بزن ... رو این جدائی خط بزن
بیا حال منو ببین ... گریت می گیره نازنین
بیا به من کمک کن ... بی تو دارم می میرم
دست منو بگیرو ... دوباره کن اسیرم
خیلی غریب و تنهام ... بی تو اسیره رویام
خسته از این عاشقی ... دلگیرم از زندگی

--------------------------------------

رامین ناصری - بُریدم ( I Can`t Stand )
192.png
128.png
56.png

یک جمله :

وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد....

 

برقرار باشید و سبز....لبخند

 


برچسب‌ها:

اندکی سکوت...
یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

http://mohamadnaseri.persiangig.com/persianblog/besme%20rab2.jpg

http://s1.picofile.com/mohnaseri/Pictures/persianblog/sh0.jpg

--------------------------------------

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ، ظرفی را چرک می کنند

نه به حرفی ، دلی را آلوده

تنها به شمعی قانع اند

و اندکی سکوت......

--------------------------------------

بابا حاجی ، روحت شاد ، یادت گرامی


برچسب‌ها:

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900