یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است
خدایا شکرت...
سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٢ ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

دیشب تا صبح باهات حرف زدم

راحت و بدون ترس

امروز یک خبر خوب شنیدم

خدایا ، دوستت دارم....همین

پ.ن : همیشه دقیقا وقتهایی که از همه چی نا امید میشی و خسته ، خدا خودش کاری میکنه که بهت بفهمونه "حواسش بهت هست..."


برچسب‌ها: خودنویس

آدم ها و فراموشی...
سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٢ ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

بعضی وقتا رفتار و واکنشی رو از کسی میبینیم که حتی تصورشم نمی تونستیم بکنیم.

جالب تر اینه که وقتی طرف مقابلت تو یه همچین شرایطی قرار داره تو تمام فکر و ذکرت این باشه که حالش رو بهتر کنی

نه اینکه کاری کنی که از حرف زدن با تو پشیمون بشه و احساس بیکسی بکنه.

خیلی بَدِ که آدمها بعضی وقتها انقدر راحت یادشون میره طرف مقابلشون کیه....

 

درس امروز : اینکه میگن با هر دست بدی با همون دست پس میگیری دروغ محضه .

این روزا آدم ها خیلی فراموش کار شدن...

پ.ن : هیچوقت بخاطر کارایی که برای دیگرون انجام دادم منتی نذاشتم روی سرشون

ولی همیشه یه جاهایی صدای شکستن دلم رو با گوشهای خودم شنیدم

خیلی درد داره که توی اوج تنهایی و دلتنگی دلت به دست کسایی بشکنه که هیچوقت نذاشتی تنهایی رو حس کنن

همیشه یه جوری کنارشون بودی و آرومشون کردی ولی اونا......


برچسب‌ها: خودنویس, شعر

آوار....
دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )
از حال خودم خسته م از دست خودم دلسرد
این دردرو با هیچکس تقسیم نمیشه کرد
تو هیچی نمیدونی از این من یاس آلود
سقفی رو سرم ریخته که عشق ستونش بود
می دونی کی مثل من آلوده تشویشه
کوهی که سقوط کرده دریائی که غرق میشه
بی رحمی درد تو تاریخ رو تکرار کرد
زیرو بم قلبم رو این زلزله آوار کرد
امروز که لحن من معنای عذاب میده
امروز که همه چیزم از همدیگه پاشیده
آشفتگی من رو تنها کسی می فهمه
که سوختن خونه اش رو با چشم خودش دیده
اونقدر خرابم که از بغض صدام پیداست
معیار جدید درد این حال من تنهاست
از حال خودم خسته م از دست خودم دلسرد
این دردرو با هیچکس تقسیم نمیشه کرد
--------------------------------------------------
درس امروز : مردم این شهر به هرچه که نمی فهمند , می خندند !
پ.ن : وقتایی هم هست که خسته میشی از بال و پر زدن برای اینکه زندگیت اونجوری که می خوای بشه
اون موقعست که میشینی و فقط به یک نقطه خیره میشی
نه حرفی ، نه حرکتی....فقط ساکت و آروم شکسته میشی.

برچسب‌ها: خودنویس, شعر

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست...
یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢ ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

درس امروز : آخر هر چیزی خوب میشه ، اگه خوب نشد ، بدون که هنوز آخرش نیست ( چاپلین )

پ.ن : خدایا ، من نه ایوبم ، نه نوح ؛ گفتم که در جریان باشی ، من ی آدم معمولی ام . همین


برچسب‌ها: تصویر, خودنویس

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900