یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است

باز شب شد....

باز همه خواب و منم که به بیداری دچارم...

باز صدا میزنند قرص هایم مرا...

و من خسته از بیداری های ممتد

تسلیم آنها میشم برای ساعتی خوابـــ...

این است داستان شبهای من...

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط محمد ناصری نظرات () |

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900