یک "تو" وسط زندگی ام ، گمشده است
این عادلانه نیست...
شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمد ناصری | ( نظرات )

آخرش رفت بی خداحافظ اعتنایی به این علاقه نکرد

گریه کردم به پاش افتادم هرچی گفتم بمون افاقه نکرد



اون دیگه نیست اون دیگه رفته

چاره ای نیست جز شکیبایی

عشق یعنی همین نداشتن ها

عشق یعنی یه عمر تنهایی

این عادلانه نیست بی روح و خالیم اون در چه حالیه من در چه حالیم

این عادلانه نیست رو پام بایستم بعدم نشون بدم بازنده نیستم

من همه چیزو باختم اما حیف من حیف این دل سادم

اون دلش پیش من نبود

ای کاش تن به این رایطه نمی دادم

این عادلانه نیست بی روح و خالیم اون در چه حالیه من در چه حالیم

این عادلانه نیست رو پام بایستم بعدم نشون بدم بازنده نیستم

این عادلانه نیست دلواپسش بشم من زجر میکشم اون کیف کنه…

----------------

پ.ن : این اصلا عادلانه نیست که یک عمر باید در کنار کسی باشی که هیچ سهمی از تنهاییت ، اشکهات و دلتنگی هات نداشته و نداره...


برچسب‌ها: خودنویس, شعر

 
دیگر موارد
Best Resolution : 1440x900